|
|
شبهاي قدر |
|
|
فرا رسيدن شبهاي قدر و ايام سوگواري مولاي شيعيان جهان بر همه ياران و وفاداران راهش تسليت باد. هر گاه كه به چنين زمانهايي نزديك ميشويم حس توبه كردن و طلب مغفرت كردن به آدم دست ميدهد . آيا چنين توبه اي مورد قبول است؟ صد بار اگر توبه شكستي بازا بازااااا
|
||
|
2
نوشته شده در شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 23:38 توسط بهروز
|
|
||
|
|
خوشبختي |
|
|
چقدر احساس خوشبختي مي كنيد؟ اگر اين سوال را امروزه بپرسيد شايد تعداد كمي به آسان پاسخگو باشند ، ولي به راستي آيا پاسخي براي اين سوال است؟ آيا براي امري نسبي پاسخي قطعي ميتوان در نظر گرفت؟
زمانهايي در زند وجود دارد كه احساس شادي مي كنيم و با خود مي گوييم چقدر خوشبختيم و زماني كه ناراحت هستيم به راحتي ميگوييم چقدر بدبخت . آيا اين مواقع ملاك درستي براي خوشبختي و بدبختي است؟
با تمام شرايطي كه امروزه بر جامعه ما حكفرما است باز هم اين خود ما هستيم كه مي توانيم شاد باشيم و به قولي خوشبخت يا ناراحت باشييم و بدبخت.در زمانهايي نه چندان دور خود من هميشه از بخت خود مي ناليدم و بسييار شكوه ميكردم ولي اكنون كه مي نگرم با خود ميگويم شايد همه اين مسائل امتحان الهي بوده است. من امروز همسري مهربان ، زندگي آرام و بسيار خوب دارم همه اينها را از خدايي دارم كه روزي كه به بودنش اعتقاد نداشتم از او خواستم كه به من نشان دهد كه هست و او نشان داد ، نشان داد كه هست و هميشه هست. |
||
|
2
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 20:36 توسط بهروز
|
|
||
|
|
كوچ يك طنز پرداز |
|
|
شاعر "يك لب و هزار خنده" در گذشت
شاعران - همشهري آنلاين:http://www.hamshahri.org/News/?id=5755.
خبرگزاري ميراث فرهنگي در خبري تكاندهنده از درگذشت عمران صلاحي، شاعر و طنزپرداز معاصر خبر داد.
اين خبرگزاري به نقل از يكي از دوستان آقاي صلاحي نوشت: «عمران صلاحي ساعت 4 عصر ديروز 11 مهر ماه با احساس درد در قفسه سينه راهي بيمارستان كسري شد و از آنجا به بيمارستان توس منتقل شد و در بخش "سي.سي. يو" بستري شد.»
وي افزود: «شب گذشته پزشكان از بهبود وضعيت وي قطع اميد كردند و بعد از اذان صبح اين هنرمند از دنيا رفت.»
عمران صلاحي در سال 1325 در اميريه تهران به دنيا آمد. سال 1340 اولين شعر خود را در مجله اطلاعات كودكان به چاپ رساند. در سال 45 همكاري با هفتهنامه طنز «توفيق» را آغاز كرد و در همانجا با پرويز شاپور آشنا شد.
وي در سال 49 كتاب «طنزآوران امروز ايران» را با همكاري بيژن اسديپور منتشر كرد كه مجموعهاي از طنزهاي معاصر بود.
صلاحي سپس در سال 1352 به استخدام راديو درآمد و تا سال 75 كه بازنشسته شد به اين همكاري ادامه داد. او همچنين سالها همكار شوراي عالي ويرايش سازمان صدا و سيما بود.
در سال 1367 انتشار صفحه طنز «حالا حكايت ماست» را در ماهنامه دنياي سخن آغاز كرد و با نام مستعار «ع. شكرچيان» تا پايان انتشار، اين نشريه را همراهي كرد.
او از بدو انتشار هفتهنامه گلآقا در سال 1369 با موسسه گلآقا همكاري كرد كه اين همكاري تا امروز در ماهنامه گلآقا همچنان ادامه داشت.
گريه در آب (53)، قطاري در مه (55)، ايستگاه بين راه (56)، پنجره دان داشگلير (61)، روياهاي مرد نيلوفري (70)، شايد باور نكنيد (74)، يك لب و هزار خنده و حالا حكايت ماست (77)، آي نسيم سحري، ناگاه يك نگاه، ملانصرالدين، از گلستان من ببر ورقي و باران پنهان(79)، هزار و يك آينه (80) و ... از جمله آثار او در زمينه شعر و طنز است.
پيكر عمران صلاحي ساعت 9 صبح فردا (13 مهرماه) از مقابل بيمارستان توس تشييع ميشود تا در قطعه هنرمندان بهشت زهراي تهران به خاك سپرده شود.
روحش شاد و يادش گرامي باد.
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 16:15 توسط بهروز
|
|
||
|
|
بازگشت |
|
|
پس از مدت دوري به دليل مسافرت پيش آمده دوباره به دنياي مجازي بازگشته ام و اميدوارم اين بار بتوانم هر روز يا حداقل هر چند روز بنويسم.
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385ساعت 15:41 توسط بهروز
|
|
||