|
|
پله پله |
|
|
تو: داري چيكار ميكني؟
من: دارم درس ميخونم....
تو: ميدوني هر يك واحد يك واحدي كه پاس كني به هم نزديكتر ميشيم...
من: پس بايد دعا كني....
|
||
|
2
نوشته شده در جمعه بیست و سوم دی 1384ساعت 12:20 توسط بهروز
|
|
||
|
|
دلتنگي |
|
|
چقدر دلتنگي؟ معني دلتنگي رو حالا مي فهمم ..ولي دلتنگي خوشمزه اي داريم...
هستي با اينكه نيستي...هستي و هستي و هستي....
هميشه و همه جا...
-------------------------------------
جمشيديه ..هواي سرد..دارم ميلرزم...خوش به حالت لباس گرم پوشيدي...ولي يه جاي دنيا خيلي گرمه...
|
||
|
2
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 21:4 توسط بهروز
|
|
||
|
|
آغاز |
|
|
آغاز یعنی شروع..یعنی شروع زندگی |
||
|
2
نوشته شده در دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 8:2 توسط بهروز
|
|
||